اين شعرو از وبلاگ مجنون حسين گرفتم.
به گرد کعبه میگردی پریشان
که وی خود را در آنجا کرده پنهان
اگر در کعبه می گردد نمایان
پس بگرد تا بگردین ، بگرد تا بگردیم
در اینجا باده می نوشی
در آنجا خرقه می پوشی
چرا بیهوده می کوشی
در اینجا مردم آزاری
در آنجا از گناه عاری
نمی دانم چه پنداری
در اینجا همدم همسایه ات در رنج و بیماری
تو آنجا در پی یاری
چه پنداری کجا وی از تو می خواهد چنین کاری
به دنبال چه می گردی که حیرانی
خرد گم کرده ای شاید
نمی دانی...
امیرحسین فلاح پور